جماعة العلماء فی النجف الاشرف
| آرمان | مقابله با کمونیسم،اعتلای دین و ترویج اصول آن |
|---|---|
| تأسیس | ۱۳۳۰ ش سالروز ولادت امام علی(ع) |
| انحلال | ۱۳۴۲ شمسی |
جَماعَةُ العُلَماء فِی النّجف الاَشرف تشکیلاتی سیاسی از علمای شیعه در نجف بود که در سال ۱۳۳۹ش/ ۱۹۶۰م تأسیس گردید. سه عامل اصلی زمینهساز شکلگیری این تشکل شد: نخست، تغییراتی که عبدالکریم قاسم رئیسجمهور وقت عراق در اجرای برنامه اصلاحات ارضی و قوانین مدنی (همچون ارث و ازدواج) ایجاد کرد که با موازین شرعی سازگاری نداشت؛ دوم، تبلیغات گسترده حزب کمونیست برای جذب مردم، بهویژه اقشار کمدرآمد و جوانان، با شعار عدالت اجتماعی و سوم، نیرومند شدن جریان ملیگرایی عربی، بهویژه سوسیالیسم ناصری و بعثی در عراق.
این عوامل موجب واکنش علمای شیعه و احساس خطر آنان از تضعیف جایگاه اسلام در اثر رشد فزاینده ایدئولوژیهای عرفی (سکولار) و ضدِّدینی گردید. به همین سبب، گروهی از علما هستهٔ اصلی جماعت را پدید آوردند و در ۱۳۳۹ش/ ۱۹۶۰م، در سالروز ولادت امام علی(ع)، تأسیس آن را اعلام کردند. بانی اصلی این تشکل، سید محسن حکیم بود.
زمینههای شکلگیری
کودتای ارتش عراق به فرماندهی عبدالکریم قاسم در ۲۳ تیر ۱۳۳۷ش/ ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸م، به سرنگونی حکومت پادشاهی هاشمی انجامید. دولت جدید به ریاست قاسم (حک: ۱۳۳۷-۱۳۴۲ ش/ ۱۹۵۸-۱۹۶۳) که با حزب کمونیست متحد بود و روابط نزدیکی با مسکو داشت، برنامه اصلاحات ارضی را به اجرا درآورد که محتوای آن با احکام فقهی ناسازگار بود. همچنین در قوانین مدنی (ارث و ازدواج) تغییراتی مغایر با موازین شرعی پدید آورد. افزون بر اینها، تبلیغات گسترده حزب کمونیست برای جذب مردم، بهویژه اقشار کمدرآمد و جوانان، با شعار عدالت اجتماعی و توفیق نسبی آن در این زمینه از یک سو، و نیرومند شدن جریان ملیگرایی عربی، بهویژه سوسیالیسم ناصری و بعثی، در عراق از سوی دیگر، واکنش علمای شیعه و احساس خطر آنان را از تضعیف جایگاه اسلام در اثر رشد فزایندهٔ ایدئولوژیهای عرفی (سکولار) و ضدِّدینی به همراه داشت. در واکنش به این اوضاع، نهضت اسلامی به رهبری علما در نجف، بهعنوان کانون مرجعیت دینی و حوزه علمیه شیعه، در سالهای پایانی دهه ۱۳۳۰ ش/ ۱۹۵۰م آغاز شد[۱]
ملاقاتها برای تشکیل جماعة العلماء در اواخر ۱۳۳۸ ش/۱۹۵۹ آغاز گردید. تظاهرات گستردهٔ هواداران حزب کمونیست در نجف در این زمان، نمایشی از قدرت این حزب در برابر علمای نجف بود. برای مقابله با این تهدید، گروهی از علما گرد آمدند و هستهٔ اصلی جماعت را پدید آوردند و در ۱۳۳۹ ش/ ۱۹۶۰، در سالروز ولادت امام علی(ع)، تأسیس آن را اعلام کردند[۲]
مؤسسان و اعضای اصلی

حامیان
جماعة العلماء فی النجف الاشرف و سپس حزب الدعوة الاسلامیة، هر دو، تشکیلاتی سیاسی بودند که برای پیشبرد نهضت اسلامی پدید آمدند. در تأسیس و تثبیت جماعة العلماء، گروهی از علمای بلندپایه، با پشتیبانی مراجع آن زمان (سید محسن طباطبائی حکیم، سید ابوالقاسم خویی، سید مهدی حسینی شیرازی، سید عبدالهادی شیرازی، میرزاآقا شیرازی (اصطهباناتی)، شیخ عبدالکریم جزایری و سید محمد بغدادی)، سهم جدی داشتند.
فعالان اصلی
بانی اصلی جماعة العلماء، سید محسن حکیم، مرجع تقلید وقت، بود. او جماعت را هم از جهت شرعی تأیید کرد و هم برای کسب مجوز فعالیت از دولت، مستقیماً حمایت نمود. گروهی از فضلای جوان، تحت نظارت شماری از علما به ریاست شیخ مرتضی آلیاسین، برنامهها و امور جماعت را پیش میبردند. این گروه شامل کسانی چون سید محمد باقر صدر، سید محمدمهدی حکیم، سید محمدحسین فضلاللّه و محمدمهدی شمسالدین بود. در میان علمای جوان، سید محمدباقر صدر عالیترین سطح تحصیلات حوزوی را داشت.[۳].
علمای ناظر
گروه علمای ناظر شامل مجتهدانی چون شیخ مرتضی آل یاسین، سید محمدتقی بحرالعلوم، سید موسی بحرالعلوم، محمدجواد آل شیخ راضی و سید اسماعیل صدر (فرزند سید حیدر) بود. حضور شیخ مرتضی آل یاسین، رئیس جماعت، که دایی سید محمدباقر صدر بود، و سید اسماعیل صدر در کمیسیون نظارت که برادر ارشد او بود، تکیهگاه نیرومندی برای فعالیت گستردهٔ فکری و تشکیلاتی وی فراهم مینمود.[۴]
آغاز فعالیتها
با آغاز فعالیت جماعة العلماء که هدف اصلی آن مقابله با کمونیسم بود، مراجع بزرگ تقلید با صدور بیانیههایی از مردم خواستند که از این تشکل حمایت کنند. آنان فعالیت این تشکل را در راه اعتلای دین و ترویج اصول آن دانستند و محتوای حرکت آن را دعوت و تبلیغ شریعت اسلام برشمردند[۵]
جماعة العلماء در آغاز فعالیت خود هفت بیانیه صادر کرد که از رادیوی رسمی عراق پخش میگردید. همهٔ این بیانیهها به قلم محمدباقر صدر بود و محتوای آنها عبارت بود از: دعوت مردم به پایبندی به معتقدات اسلامی، دفاع از اسلام در برابر سرمایهداری و کمونیسم، جامعیت اسلام در حل تمام مشکلات جامعه، تشویق به وحدت و پرهیز از تفرقه، آگاهانیدن جامعه از سیاست استعماری جدایی دین از سیاست، و ترسیم سیاست صحیح اسلامی.[۶]
موضع جماعة العلماء در مبارزه با کمونیسم بسیار صریح بود. آیتالله حکیم، بانی این تشکل، در فتوایی، هرگونه پیوستگی به حزب کمونیست را نامشروع و چنین ارتباطی را برابر با کفر و بیاعتقادی یا حمایت از آن قلمداد کرد. همچنین مرتضی آل یاسین، رئیس جماعة العلماء، در فتوایی، عضویت در حزب کمونیست یا کمک به آن را از گناهان کبیره شمرد[۷]
سرانجام جماعة العلماء
جماعةالعلماء تا اواخر ۱۳۳۹ ش/۱۹۶۱ فعالیت مؤثر داشت. پس از این، آهنگ حرکت آن کند گردید و با سرنگونی حکومت قاسم در آغاز ۱۳۴۲ ش/۱۹۶۳م، به محاق (محو و کمرنگ شدن) رفت. همزمان، حزب الدعوة الاسلامیة، بهمثابه جانشین این تشکل، توانمند شد و فعالیت خود را در تعامل با علمای نجف ادامه داد[۸]
فعالیتهای مهم
هنگامی که حکومت ایران رژیم اسرائیل را به رسمیت شناخت، جماعة العلماء در نامهای به مرجع تقلید حسین طباطبایی بروجردی، موضع محمدرضا پهلوی (حکومت: ۱۳۲۰-۱۳۵۷ش) را به شدت محکوم کرد و از آیتالله بروجردی پیگیری این موضوع را خواستار شد[۹]
جماعت، به روش اخوان المسلمین مصر، فعالیتهای آموزشی، رفاهی، عامالمنفعه و بهداشتی را آغاز کرد؛ مراکز پزشکی و صندوق حمایت اجتماعی برای کمک به فقرا، یتیمان و معلولان تأسیس نمود، اما توان اصلی خود را صرف آموزش کرد.[۱۰]
تأسیس مدرسه و دانشکده
با اقدام جماعة العلماء، ده مدرسه در مقاطع گوناگون تحصیلی (ابتدایی، راهنمایی و متوسطه) در بغداد، بصره، حلّه و نعمانیه ساخته شد و دانشکده اصولالدین در بغداد، با مدیریت محمد مهدی حکیم و سید مرتضی عسکری، تأسیس گردید.[۱۱]
انتشار کتاب و مجله
جماعت در پی احیا و نوسازی آموزش و تبلیغ عقیده اسلامی بود. به همین منظور، نشریات و کتابهایی برای مبارزه با الحاد در نجف منتشر کرد. موضوعات مطرحشده در این نشریات، نشان از عزم جماعت برای حل مسائل فکری و اعتقادی جامعه داشت؛ موضوعاتی چون کار و حقوق کارگر، فقر و ثروت، حکومت و نظام اداری، نظام مالی و توزیع ثروت، کمونیسم، سازمان خانواده و تنظیم جمعیت از دیدگاه اسلام. جماعت میکوشید از این طریق، نظریهای سیاسی و اجتماعی در دفاع از اسلام، در برابر مرامها و مکاتب کمونیستی و سرمایهداری، عرضه کند.[۱۲]

در میان این نشریات، الاضواء الاسلامیة (ترجمان جماعتالعلماء)، در ایجاد سنّت روشنفکری دینی و اندیشه نوین اسلامی در میان علما و طلاب جوان و هویتبخشی به آن، سهم بزرگی داشت. انتشار چنین نشریهای، با رویکرد تضارب آرا، در فضای علمی نجف بیسابقه بود. الاضواء الاسلامیة زیر نظر هیئت نظارت جماعة العلماء منتشر میشد و سردبیر آن سید محمد باقر صدر بود و در هیئت تحریریه آن اشخاصی چون محمد حسین فضلاللّه، محمدامین زینالدین و عبدالهادی فضلی فعالیت میکردند.[۱۳]
سرمقالهای با عنوان «رسالتنا» ستون ثابت این نشریه بود. صدر فقط در پنج شماره نخست الاضواء سرمقاله نوشت و پس از اختلاف نظر با بعضی از اعضای جماعت و دسیسهچینی سیاسی برخی از عناصر نزدیک به حزب بعث، از این کار انصراف داد. مقالات وی دربارهٔ احیای امت اسلامی و ضرورت غلبه بر چالشهای ناشی از سرمایهداری و مارکسیسم، به زبانی فلسفی بود. او بر این مطلب تأکید میکرد که اسلام باید شالوده مرامی و چارچوب زندگی مسلمانان باشد. پس از صدر، ستون «رسالتنا» به قلم محمد مهدی شمس الدین ادامه یافت. او نیز، مانند صدر، اسلام را تنها بدیل برای تمدن غربی معرفی میکرد. شمسالدین در مقالات خود به موضوعات گستردهتری پرداخت؛ از جمله به ضرورت وحدت مجدد مسلمانان، استعمار، صلیبیان و اشغال فلسطین.[۱۴]
پانویس
- ↑ ویلی، نهضت اسلامی شیعیان عراق، ۱۳۷۳ش، ص۵۱-۵۲، ۵۴-۵۶؛ حسینی حائری، تلک الایام: صفحات من تاریخ العراق السیاسی، ۱۴۲۰ق، ص۸۱.
- ↑ Faleh Abdul-Jabar, The Shiite Movement in Iraq.؛ حسینی شیرازی، تلک الایام: صفحات من تاریخ العراق السیاسی، ۱۴۲۰ق، ص۱۲۸-۱۲۹؛ حکیم، التحرک الاسلامی فیالعراق، ص۱۹۲۰.
- ↑ Faleh Abdul-Jabar, The Shiite Movement in Iraq,p110-112.؛ نیز رجوع کنید به حسینی شیرازی، تلک الایام: صفحات من تاریخ العراق السیاسی، ۱۴۲۰ق، ص۱۲۶-۱۲۸؛ ویلی، نهضت اسلامی شیعیان عراق، ۱۳۷۳ش، ص۱۰۷و۱۰۸.
- ↑ Faleh Abdul-Jabar, The Shiite Movement in Iraq,p110-112.؛ نیز رجوع کنید به حسینی شیرازی، تلک الایام: صفحات من تاریخ العراق السیاسی، ۱۴۲۰ق، ص۱۲۶-۱۲۸؛ ویلی، نهضت اسلامی شیعیان عراق، ۱۳۷۳ش، ص۱۰۷و۱۰۸.
- ↑ رجوع کنید به حسینی شیرازی، ص۱۲۸-۱۲۹.
- ↑ رک: جماعة العلماء فیالنجفالاشرف، ۱۳۷۸ق، ص۱۸۶۵.
- ↑ Faleh Abdul-Jabar, The Shiite Movement in Iraq, p123-124.
- ↑ Faleh Abdul-Jabar, The Shiite Movement in Iraq, p114-120، نیز رجوع کنید به امینی، معجم المطبوعات النجفیة، ۱۹۶۶م، ص۸۵؛ حسینی حائری، زندگی و افکار شهید بزرگوار آیةاللّه العظمی سید محمدباقر صدر، ۱۳۷۵ش، ص۸۲-۸۶.
- ↑ الاضواء الاسلامیة، ۱۳۸۰ق، ص۱۳۸.
- ↑ Faleh Abdul-Jabar, The Shiite Movement in Iraq, p113-114؛ ویلی، نهضت اسلامی شیعیان عراق، ۱۳۷۳ش، ص۵۶.
- ↑ Faleh Abdul-Jabar, The Shiite Movement in Iraq, p113-114؛ ویلی، نهضت اسلامی شیعیان عراق، ۱۳۷۳ش، ص۵۶.
- ↑ Faleh Abdul-Jabar, The Shiite Movement in Iraq, p113-114؛ ویلی، نهضت اسلامی شیعیان عراق، ۱۳۷۳ش، ص۵۶.
- ↑ Faleh Abdul-Jabar, The Shiite Movement in Iraq, p114-120؛ نیز رجوع کنید به امینی، معجم المطبوعات النجفیة، ۱۹۶۶م، ص۸۵؛ حسینی حائری، زندگی و افکار شهید بزرگوار آیةاللّه العظمی سید محمدباقر صدر، ۱۳۷۵ش، ص۸۲-۸۶.
- ↑ Faleh Abdul-Jabar, The Shiite Movement in Iraq, p114-120؛ نیز رجوع کنید به امینی، معجم المطبوعات النجفیة، ۱۹۶۶م، ص۸۵؛ حسینی حائری، زندگی و افکار شهید بزرگوار آیةاللّه العظمی سید محمدباقر صدر، ۱۳۷۵ش، ص۸۲-۸۶.
منابع
- امینی، محمدهادی، معجم المطبوعات النجفیة: منذ دخول الطباعة الی النجف حتی الان، نجف، ۱۳۸۵ /۱۹۶۶.
- جماعة العلماء فیالنجف الاشرف، منشورات جماعة العلماء فیالنجف الاشرف، ۱۳۷۸ق.
- حسینی حائری، کاظم، زندگی و افکار شهید بزرگوار آیةاللّه العظمی سید محمدباقر صدر، ترجمه و پاورقی حسن طارمی، تهران، ۱۳۷۵ش.
- حسینی شیرازی، محمد، تلک الایام: صفحات من تاریخ العراق السیاسی، بیروت، ۱۴۲۰/ ۲۰۰۰.
- حکیم، محمدمهدی، التحرک الاسلامی فیالعراق: من مُذکرات العلامه الشهید محمدمهدی الحکیم (رض)، قم: مرکز شهداء آلالحکیم للدراسات التاریخیة و السیاسیة، بیتا.
- ویلی، جویس، نهضت اسلامی شیعیان عراق، ترجمه مهوش غلامی، تهران، ۱۳۷۳ش.
- Faleh Abdul-Jabar, The Shiite Movement in Iraq, London, 2003.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله: دانشنامه جهان اسلام